قر و قاطی
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٠  کلمات کلیدی:

بالاخره بعد از ٢ تا امتحان فرصت کردم یه سری این ورا بزنم. از وقتی بخش زنان شروع شده درگیر امتحان بیهوشی و تروما بودم. هر چند این ٢ هفته کلی تعطیلی داشتیم ولی بازم امتحانا آدمو درگیر خودش می کنه. از این ها گذشته بالاخره همه چی که درس نیست، برای آدم کارهای غیر منتظره دیگه ای هم پیش میاد که نمی شه اونا رو نادیده گرفت. به هر حال با هر جون کندنی بود این امتحانا رو دادم و گلاب به روتون و روم به دیوار هر دو تا رو هم خوب دادم و بلانسبت امکان دریافت نمره ٢٠ در هر دو امتحان وجود دارد. ٩ دی هم امتحان توراکس داریم. هر چی ترم پیش اصلا امتحان نداشتیم، این ترم هی فرت و فرت امتحان می دیم. خدا همه رو به خیر بگذرونه.

بخش زنان برعکس تصور من خیلی جالبه. ١۵ روز اول ماه رو بیمارستان طالقانی بودیم. اونجا در واقع چیز جالب زیادی نداشت. ٢ تا کشیک اتاق زایمان داشتم که اولیش رو همون روز اول بخش موندم. کشیک دوم هم ساعت ۶ رسیدم و ٧ رزیدنت محترم off کرد و اومدم خونه. در کل فقط چند تا کلاس و راند داشتیم ولی راندها واقعا مفید هستند. فرق مهمی که بخش زنان با بقیه بخش ها داره اینه که همه اتند ها که خانم هم هستند علاقه زیادی به آموزش اکسترن ها دارن و به همین خاطر هم راند ها و هم مورنینگ ها برامون خیلی مفیده. آموزش این بخش خیلی عالیه. اگر همه بخش ها این جوری به اکسترن آموزش می دادن،دوره اینترنی اکثر اینترن ها می تونستن مثل یه جی پی عمل کنن و به جای آموزش کامل به کسب تجربه و بالا بردن مهارت تشخیصی شون بپردازند.

از سه شنبه این هفته اومدیم بیمارستان الزهرا و اینجا بود که تفاوت فاحش موجود بین این دو تا بیمارستان رو درک کردیم. اونجا وقتی دکتر مزیدی (احتمالا تنها اتند مرد بخش زنان) می گفتن اینجا یه بیمارستان دورافتاده و پرته ما اصلا نتونستیم درک کنیم که چطوری یه بیمارستان توی یه مرکز استان می تونه دور افتاده باشه. ولی وقتی اومدیم اینجا با مقایسه شرایط این دو تا بیمارستان این موضوع رو کاملا درک کردیم. بیمارستان الزهرا واقعا تمیز و خوبه. امکانات اینجا اصلا با اونجا قابل مقایسه نیست و واقعا باعث تعجبه که 2 تا بیمارستان دانشگاهی توی یه شهر که هر دو توی یه فیلد کار می کنن چرا باید این همه با هم فرق داشته باشن.

امتحانای این چند وقته اصلا بهم اجازه نداده که درست و حسابی بشینم و زنان بخونم. بنابراین باید تا نزدیکای امتحان توراکس بشینم و دنفورث (رفرنس زنان) رو زیر و رو کنم.

این چند وقت تعطیلی و عید های قربان و غدیر باعث شد چند تا خبر خوب هم بشنویم. این خبرها هم مربوط بود به ازدواج چند تا از همکلاسی ها بود که خیلی خوشحالم کرد. این ورودی ما داره توی دانشگاه از جهت میزان متأهلین رکورد دار می شه. به هر حال به این دوستان که تازه ازدواج کردن خیلی تبریک می گم و براشون آرزوی خوشبختی می کنم.

از این هفته دیگه تعطیلی و بی کاری و علافی تموم شده و باید بچسبم به درس و بیمارستان تا بتونم از این بخش هم راضی بیرون برم. هرچند که این مدت هم چندان بیکار نبودم وعلاوه بر درس و امتحان دچار سرماخوردگی شدیدی هم شده بودم که به لطف تعطیلی ها تونستم تو خونه استراحت کنم و کاملا خوب بشم.

به هر حال بخش زنان هم داره به نصفه نیمه های راه می رسه و تا اینجاش برام راضی کننده بوده. امیدوارم بقیه اش هم برام مفید و قابل قبول باشه.