کاش می شد
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٧  کلمات کلیدی:

کاش می شد که کسی می آمد

این دل خسته ی ما را می برد

چشم ما را می شست

راز لبخند به لب می آموخت

کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود

و قفس ها همه خالی بودند

آسمان آبی بود

و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید

کاش می شد که غم و دلتنگی

راه این خانه ی ما گم می کرد

و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم

و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید

و کمی مهربان تر بودیم

کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد

گل لبخند به مهمانی لب می بردیم

بذر امید به دشت دل هم

کسی از جنس محبت غزلی را می خواند

و به یلدای زمستانی و تنهائی هم

یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم

کاش می فهمیدیم

قدراین لحظه که در دوری هم می راندیم

کاش می دانستیم راز این رود حیات

که به سرچشمه نمی گردد باز

کاش می شد مزه خوبی را

می چشاندیم به کام دلمان

کاش ما تجربه ای می کردیم

شستن اشک از چشم

بردن غم از دل

همدلی کردن را

کاش می شد که کسی می آمد

باور تیره ی ما را می شست

و به ما می فهماند

دل ما منزل تاریکی نیست

اخم بر چهره بسی نازیباست

بهترین واژه همان لبخند است

که ز لبهای همه دور شده ست

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم

تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!

قبل از آنی که کسی سر برسد

ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم

شاید این قفل به دست خود ما باز شود

پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند

همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم

کاش درباور هر روزه مان

جای تردید نمایان می شد

و سوالی که چرا سنگ شدیم

و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟

کاش می شد که شعار

جای خود را به شعوری می داد

تا چراغی گردد دست اندیشه مان

کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد

تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را

شبح تار امانت داران

کاش پیدا می شد

دست گرمی که تکانی بدهد

تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان

و کسی می آمد و به ما می فهماند

از خدا دور شدیم


 
واردات سوژه!!!
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳  کلمات کلیدی:

از آن جایی که این ماه در مرخصی به سر می برم و چشمم به جمال و وجنات هیچ بیمارستان و بیمار و اتند و رزیدنت و ... روشن نمی شود، بنابراین هیچ سوژه ای در دست نداشتم تا بخوام اینجا چیزی بنویسم. به عبارت دیگه هیچ گونه شاهکار پزشکی در دست نبود تا اینکه برادر جان یک شاهکار مهندسی در اختیارم گذاشت تا بهانه ای داشته باشم برای نوشتن:

ترم پیش برادر جان طی امتحانی که از دانشجویان سال اول مهندسی برق گرفته بود ورقه ای رو بهم نشون داد که با خودکار قرمز روش خط زده بود. ما فکر کردیم با نبوغ فوق العاده ای که از برادر جان سراغ داریم سر امتحان مچ یک دانشجوی بدبخت رو گرفته و تقلبش رو ثبت کرده ولی برام توضیح داد که این دانشجوی نسبتا نابغه حدود یک ساعت و نیم امتحان رو صرف نوشتن ورقه گروه IT دانشکده شون کرده بدون اینکه اصلا به عنوان سوالا و ورقه توجه کنه. حالا بعد از امتحان حس همذات پنداری!!! برادر جان باعث شده بود که ورقه گروه خودشون رو در اختیارش قرار بده تا دوباره امتحان رو بده ولی طرف از این ورقه هم یه نمره تک رقمی گرفته بود که قابل جمع وجور کردن نبود.خلاصه این دانشجوی نابغه و مهندس فوق العاده باهوش فردا اون درس رو افتاد و این ترم دوباره مجبور به گذراندن مجدد این درس هست.

چند روز پیش برادر جان قطعه دیگری از نبوغ دانشجوی مذکور رو برام تعریف کرد. قضیه از این قرار بود که سر امتحان میان ترم وقتی برادر جان برگه حضور و غیاب رو جلوش میذاره تا اسمش رو روش بنویسه، دانشجوی محترم بعد از نوشتن اسمش به جای شماره دانشجوییش عددی رو می نویسه به این صورت:.......0935 و وقتی با چشمان گرد شده برادر جان مواجه میشه شاکی میشه که "خب چیه همه شماره شونو نوشتن منم نوشتم دیگه."

خلاصه نبوغ این دانشجو من رو کلی خندوند و برادر جان هم کلی ذوق فرمود از اینکه در مقابل سوژه های نابی که من تعریف می کنم یه سوژه جالب پیدا کرده تا تعریف کنه. حالا اگه طرف اینترن بود می گفتم احتمالا شب قبلش کشیک بوده و آژیته ست ولی خوب مهندس ها که اغلب وقت کافی جهت خواب و استراحت و تفریح و گردش دارن. نمونه بارزش این برادر جان منه که اونقدر وقت آزاد داره که از دیدن ذوق مرگ شدن من برای چند روز تعطیلی کلی تعجب میکنه و بهم میخنده و لقب بسیار زیبای book worm (کرم کتاب) رو بهم داده چون فکر میکنه من خیلی درس میخونم ولی من خودم اصلا همچین حسی رو ندارم چون هر چقدر هم که درس میخونم بازم کلی کتاب و مطلب نخونده از روی میز و قفسه کتابخونه م بهم چشمک میزنه. به این میگن تفاوت زندگی یک دانشجوی پزشکی و یک دانشجوی مهندسی. (قابل توجه دوستان دبیرستانی به عنوان یک مشاوره کامل و جامع از نظر انتخاب رشته تحصیلی)


 
یه ماه اینترنی
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳  کلمات کلیدی:

یک ماه از دوره پربار اینترنی رو پشت سر گذاشتم. ماه جالبی بود. پر از مسائل متفاوت و ضد و نقیض. گاهی اونقدر خوب بود که دلم میخواست زمان متوقف بشه و توی همون لحظه خوب و جالب بمونم و لذت ببرم و گاهی اونقدر بد و آزار دهنده بود که از زمین و زمان متنفر میشدم ولی در کل جالب بود. بخش قلب رو از همون دوران اکسترنی خیلی دوست داشتم. مبحث قلب خیلی شیرین و دوست داشتنیه و البته یه خورده سخت. مهمتر از همه توی این بخش این ECG (نوار قلب) هاست که یه سری خط و خطوط کج و کوله است که می ذارن جلوت و تو باید اونا رو بخونی و تفسیر کنی و براشون تشخیص مطرح کنی. البته من به یمن گذروندن دوره اکسترنی با یه استاد فوق العاده عالی، توی این زمینه مشکل چندانی نداشتم.

15 روز از اینترنیمون توی تعطیلات عید بود. 5 تا کشیک توی همین عید داشتم و 4 تا هم بعد از عید. در کل کشیک های خوبی بودن ولی کشیک اول و کشیک آخرم از همه افتضاح تر بودن. کلا کشیک های این بخش یه خورده سختن. البته باید کشیک های بخش های دیگه رو هم ببینم تا بتونم مقایسه کنم ولی من یکی تو کشیک های این بخش خیلی خسته شدم. اونقدر دلم برای خواب لک زده بود که وقتی توی یکی از کشیک هام از 4 تا 8 صبح بخش بودم و از بخش اصلا زنگ نزدن و صدام نکردن، صبح داشتم ذوق مرگ میشدم.

توی کشیک آخرم رزیدنتی رو که ذکر خیرش رو کرده بودم!!!!! کشیک اورژانس بود. چشمتون روز بد نبینه گذشته از اینکه مدت زمانی که هر مریض باید صبر می کرد تا آقای دکتر ویزیتش کنه چیزی در حدود 20 الی 30 دقیقه بود آقای دکتر نسبتا محترم هر موردی رو اعم از درد تیپیک آنژینی، درد غیر تیپیک، درد غیر آنژینی، درد chest wall، سرفه، عطسه و احیانا هر کی رو که از جلوی اورژانس رد میشد، بستری می فرمودند و این شد که من کل شب رو اصلا نخوابیدم و این در حالی بود که صبح قرار بود امتحان پایان بخش بدیم. سر امتحان دقیقا 30 ساعت بود که نخوابیده بودم و نمی دونم اصلا توی ورقه امتحانیم چی نوشتم و مریض رو چطوری معاینه کردم.

به هر حال یه ماه از اینترنیم به خوبی و خوشی!!!!! گذشت و از آن جایی که چرخه اینترنیم بسیار جالب و مفرحه این ماه مرخصی هستم. مرخصیم بعد از یه ماه بخش رفتن شروع شده و این در حالیه که بعد از این یه ماه باید 16 ماه پشت سر هم بخش ها رو بگذرونم. البته همینش هم خوبه. تصمیم دارم این یه ماه رو استراحت کنم و خوش بگذرونم. البته قصد داشتم یه مقدار هم درس بخونم یعنی شروع کنم برای امتحان رزیدنتی بخونم ولی این چند روز آخر بخش یه سری خبر شنیدم مبنی بر اینکه تمام امتیازات یک درصد ها و استعدادهای درخشان واین جور چیزا برای شرکت کردن توی امتحان رزیدنتی لغو شده ولی هنوز مطمئن نیستم. از دوستان اگه کسی اطلاعی در این زمینه داره لطف کنه یه خبری هم به من بده.