عید با تاخیر
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۸  کلمات کلیدی:

همین اول تا یادم نرفته عید رو به همه دوستان تبریک میگم و امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی پیش رو داشته باشید.

بابت این همه تاخیر هم معذرت میخوام. این نونی بود که طرح و شبکه محترم!!!! بهداشت و درمان کلیبر گذاشت تو دامنمون. نیمه اول عید یعنی از 29 اسفند تا 6 فروردین من به عنوان پزشک منطقه موندم و نیمه دوم هم دوست خوبم که توی مرکز دیگه کار میکنه اومد و من تازه 2 روزه که برگشتم تبریز و مثلا عید شده برام. البته همگی با هم رفته بودیم اونجا و تنها نبودم والا دق میکردم. ناگفته نماند که بسیار بسیار خوش گذشت و اگر این مردمان بی ملاحظه هم نبودند تا وقت و بی وقت اعم از بعد از ظهر و وقت نهار و شام و نصفه شب و مهم تر از همه زمان پخش کلاه قرمزی با بهانه ها و بیماریهای الکی و عجیب و غریبشون بیان سراغ آدم بیشتر هم خوش میگذشت ولی خب هر چی بود گذشت.

سال 91 برام سال عجیبی بود. نمیخوام بگم سال بدی بود ولی اتفاقات سختش بیشتر از خوشی هاش بود. اتفاقاتی که برام توی این سال افتاد زندگیم رو خیلی برام سخت کرد ولی سالی بود که در اون پزشک شدم و اولین تجربه کاری مستقلم رو شروع کردم. همین رو از این سال به خاطرم میسپرم و بقیه اتفاقاتش رو (البته اون اتفاقات سختش رو) میسپرم به همون بادهای شدید ایل یوردی تا با خودش ببره و گم و گورشون کنه و فقط درس هایی رو که از این اتفاقات یاد گرفتم برای خودم نگه میدارم تا اشتباهاتم رو دوباره تکرار نکنم.

توی این 7 روزی که اونجا بودیم موارد بسیار عجیب و غریبی مشاهده نمودیم و کلی از دست بعضی مردمان کلافه شدیم ولی نمی خواهیم همین اول سالی غر بزنیم و از طرفی یه جورایی عادت کردیم به این مردمان و شکایت های عجیب و غریبشان. کلا دیگه رویین تن شدم و یه جورایی زدم به خط بی عاری و بی خیالی. فکر کنم این طوری بهتر باشه.

این چند روزی رو که تا پایان تعطیلات تبریز هستم کلی مشغولم و کلی کار دارم و خلاصه سرم کلی شلوغه حالا بماند برای چی. بعدا میگم.بعدش هم که رفتم اونجا اینترنت درست و حسابی ندارم تا وبلاگم رو بنویسم. پس فعلا تا اطلاع ثانوی با عرض معذرت نمیتونم اینجابنویسم. شما هم به چشماتون استراحت بدین تا چند وقت دیگه دوباره اگه خواستین هپروت نوشته های من رو بخونین.