اهلی شدیم!!!!!
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢  کلمات کلیدی:

آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییش

علت عبارت بالایی همون علتیه که یه مدت بود باعث شده بود ننویسم و الان باعث شده بنویسم. طی این مدت نسبتا طولانی و حتی مدتی قبل تر از اون درگیر پروسه مهمی بودم که چون هنوز کامل اتفاق نیفتاده بود نمیخواستم چیزی در موردش بنویسم و چون مهم ترین اتفاق زندگیم بود، نمیتونستم بدون ذکر اون، نوشته دیگه ای هم بنویسم. یعنی از هر جایی میخواستم شروع کنم باز به همین جا ختم میشد. به کسی که زندگیمو برام زیباتر کرده و تمام آرزو و انتظاری که از یه فرد در این نقش توی زندگیم داشتم برام برآورده کرده. طی این مدت یه نفر دیگه به زندگیم اضافه شده به نام همسرجان.

شروعمون با هم عادی نبود. یه آشنایی فراتر از انتظارات معمول زندگی، باعث علاقه و محبتی عمیق شد که نتیجه اون یک پیمان الهی و قول و قراری شد که پایه هاش در مشهد و در حرم امام رضا (ع) ایجاد شد و در 15 بهمن ماه رسمی و ابدی شد.

زندگیم یا بهتر بگم زندگیمون وارد یه دوره جدید شده که با هم و در کنار هم روز به روز برای بهتر شدنش تلاش خواهیم کرد و تمام سعیمون رو به کار میبریم تا زندگیمون همیشه اونی باشه که همه جا، هم توی این دنیا و جلوی خلق خدا و هم در اون دنیا و در پیشگاه خدا از روزایی که گذروندیم و کارایی که انجام دادیم شرمنده نباشیم و همیشه افتخارکنیم که فقط و فقط در راه رضای خدا قدم برداشتیم.

خدایا؛ کمکمون کن هیچ وقت از راه راست منحرف نشیم، همیشه زندگیمون و عشقمون رو مقدس و پاک نگه داریم و همیشه پایبند قول وقراری باشیم که نه به همدیگه که به خودت دادیم تا همیشه و همه جا کنار هم و برای هم باشیم.