یه پست خاص واسه یه مخاطب خاص
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی:

بعد از مدت های طولانی اومدم تا یه پست خاص بنویسم. یه پست خاص برای کسی که همه زندگی و دنیامه، کسی که زندگیم رو زیباتر و لذت بخش تر کرده، برای همسرجانم. همسرم؛ قرار بود این پست رو روز سالگرد عقدمون، 15 بهمن ماه، بنویسم ولی خودت میدونی که اونروز کجا بودیم و چه شرایطی داشتیم، به خاطر همین ازت بابت این تأخیر عذر میخوام و میدونم که مثل همیشه درکم می کنی. این پست رو فقط و فقط برای تو می نویسم، تویی که نمی دونم چطوری و از کجا سر راهم قرار گرفتی ولی مطمئنم یه هدیه خاص بودی برام از طرف خدا و آشناییمون یه معجزه بود.

همسر جانم، یه سال از روز گره خوردن زندگیمون به هم گذشت، البته این گره شاید خیلی قبل تر زده شده بود ولی اونروز محکم تر شد و هر روز داره کور و کورتر میشه و من بابت این کور شدن هر روز خدا رو شکر می کنم. تو این یه سال هم روزای خوب داشتیم، هم روزای سخت. روزای خوب با هم شاد بودیم حتی اگه کنار هم نبودیم و روزای سخت کنار هم بودیم و با هم مشکلات رو از پا در آوردیم. وجودت تو روزای خوب شادیمو چند برابر کرد و تو روزای سخت کمکم کرد.

یادته روزی که در حال کشف کردن نقش و نگار های قالی خونمون!!! داشتیم در مورد شروع زندگیمون با هم صحبت می کردیم چی بهت گفتم و ازت چی خواستم؟ یادته بهت گفتم من به عنوان همسر ازت فقط انتظار حمایت عاطفی دارم؟ شاید اگه اون روز میدونستم تا این حد مهربونی و اینقدر درکم می کنی هیچ وقت اون حرف رو بهت نمی گفتم. تو این یه سال کاملا مطمئن شدم که همیشه، در هر شرایطی و در هر موقعیتی کنارم هستی. تو این یه سال با مهربونی و درکت زندگی رو برام قشنگ و دلچسب کردی و زندگی رو بهم یه جور دیگه نشون دادی. تو این یه سال فهمیدم اون چیزایی رو که روز اول در موردم گفتی و من باورم نشد که از روی یه عکس چطور میشه این همه چیز رو راجع به شخصیت کسی فهمید، واقعا باور کردی؛ چیزایی که هیچ کس حتی به خودش زحمت دیدنشون رو نداد. قبل از ورود تو به زندگیم دیگه باورم شده بود که ارزش هایی که بهش معتقدم دیگه تو دنیا برای کسی اهمیت نداره ولی تو خلافش رو بهم ثابت کردی، تو باور هام رو بهم برگردوندی.

نمیدونم چی بگم یا چیکار کنم. کاش شاعر بودم و بهترین شعرم رو برای تو می گفتم، کاش نقاش بودم و شاهکارترین تابلوی نقاشیم رو برای تو می کشیدم ولی هیچ کدوم اینا نیستم. تنها جایی که می نویسم همین جاست، اونم در حد درددل و دل نوشته ست. ولی همین جا می نویسم، از ته ته دلم که این یه سال با همه سختی هاش بهترین سال زندگیم بود چون تو کنارم بودی، می خوام بدونی ارزش زیادی برام داری و حتی اگه همه دنیا رو هم بهم بدن حاضر نیستم با یه لحظه بودن با تو عوضش کنم. میخوام بدونی همه تلاشم رو می کنم تا منم بتونم بهترین همسر برای تو باشم و بتونم همیشه کنارت باشم. فقط می خوام بدونی هر روز و هر لحظه بابت بودنت و داشتنت خدا رو شکر می کنم و ازش میخوام کمکم کنه تا لایق این همه محبت تو باشم، کمکمون کنه تا همیشه برای هم و با هم زندگی کنیم و همیشه مایه آرامش همدیگه باشیم. فقط میخوام بدونی که ..... دوستت دارم همه زندگیم