برگشتممممممممم
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٧  کلمات کلیدی:

دیگه برگشتم خونه مون. پیش پدر و مادر گلم و برادر جان. از اول تیر فقط قراره هفته ای 2 روز برم کشیک اورژانس و دوباره برگردم خونه. این کشیک ها و رفت وآمد ها هم به احتمال خیلی زیاد فقط برای 2 ماهه. بعدش به امید خدا کلا برمی گردم و میشم رزیدنت داخلی. دیروز انتخاب رشته کردم. انتخاب اول، داخلی تبریز. امیدوارم قبول بشم. از همون اولش عاشق رشته داخلی بودم و طی دوران تحصیلم هم علاقه م بیشتر شد. حالا کم کم دارم به عشقم می رسم. به این می گن غیرمنتظره خوب و نشانه ای از لطف خدا با این امتحان مزخرف و افتضاح امسال.

واااااااای خونه، اتاقم، میزم، کتابخونه م، کتابام، در و دیوار خونه و مهم تر از همه آدمای توی خونه. اونقدر خوشحالم که نگو. تنهایی هام تموم شد. دیروز تمام وسایلم رو بار کردیم و با پدر و مادرم برگشتیم خونه مون. حرف دیگه ای برای گفتن ندارم. فقط اومدم بگم خوشحالم و تشکر کنم از دوستانی که توی این دنیای مجازی و توی اون روزای سخت تنهام نذاشتن.