جی پی سابق، رزیدنت داخلی فعلی ولی همچنان یک دانشجوی پزشکی
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٤  کلمات کلیدی:

بعد از مدت ها دوری و غیبت دوباره اومدم. چرا و چگونه ش بمونه برای بعد که مفصل برای همه تعریف می کنم ولی مهم اینه که اومدم. راستش این دوره نه برام سخت بود، نه کم حوصله بودم و نه میخوام کلاس بزارم که وقت نداشتم و از وقتی رزیدنت شدم خیلی سرم شلوغ شده و از این حرفا. اتفاقا این 2 ماه دوران خیلی خوبی داشتم. اتفاقات خیلی خوبی برام افتاد و زندگیم برام خوشایند تر از همیشه ست. ننوشتنم یه دلیل خیلی ساده داشت و اونم این بود که حس نوشتن نداشتم. ذهنم برای نوشتن چیزی نداشت. حالا الانم که می نویسم فکر نکنین خیلی حرف خاصی برای گفتن داشتم یا ذهنم کار میکنه هااااا. نه. فقط اومدم ابراز وجودی بکنم و بگم که هنوز هستم و به امید خدا خواهم نوشت و این وبلاگ رو تعطیل نکردم و هم اندر احوالات رزیدنتی و داخلی و ... یه حرفایی بزنم و هم ..... . حالا اون "هم" آخری رو بعدا میگم.نیشخند

احوالات این روز های من چیزیست که همیشه دوست داشتم. پاییز باشه و من به آرزو و عشق همیشگیم یعنی رشته داخلی رسیده باشم و حالم خوب نباشه؟؟!!!!!!! خدا رو همیشه شکر میکنم برای این روزهام و حتی برای روزهای قبل و قبل ترش و حتی برای روزهای چند ماه قبل و حتی قبل تر از اون و برای تمام روزهای زندگیم. زندگیم رو که مرور میکنم حکمت تمام لحظاتش رو درک میکنم حتی لحظاتی که شاید از شدت ناراحتی و غصه آرزوی مرگ میکردم. حالا میفهمم اگه اون لحظات برام تبدیل میشدن به یه خاطره شیرین و اتفاقات اون دوران بر طبق خواسته من پیش می رفت شاید هیچ وقت به اون چیزی که الان دارم نمیرسیدم و این حس رضایتی رو که الان دارم رو نداشتم. به هر حال حسی رو که الان دارم با هیچی توی دنیا عوض نمیکنم. یه حس رضایت و خوشی عمیق که حتی نمیتونم توصیفش کنم و فقط می تونم بگم خدایا ممنون که همیشه مراقبم هستی و همیشه چیزی رو برام پیش میاری که شاید بعدها میفهمم بهترین اتفاق توی اون دوره برام بوده.

واما اگه بخوام از دوره رزیدنتی و رشته زیبای داخلی بگم باید بگم شدیدا در حال کشیک دادن می باشیم ولی همون طور که قبلا هم گفتم کلی لذت می بریم از 12 کشیک در ماه یکی از یکی گل تر و بخش هایی مملو از بیمار و اساتیدی بسیار مهربان!!! و مهم تر از اون، استادنماهایی صد برابر مهربان تر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (از توضیح اضافی در این زمینه به دلایل امنیتی و جهت حفظ جان و موقعیت خود معذوریم). شهریور ماه بخش کلیه بودم. رشته ای که از میان رشته های دیگه داخلی بهش بیشتر علاقه دارم. بخش خیلی خوبی بود به خصوص اینکه گروه نفرولوژی دانشگاه تبریز اساتید خیلی خوب و با سوادی داره که هم آموزش خیلی خوبی به دانشجو ارائه میدن و هم رفتار مناسبی باهاشون دارن و به بیان ساده تر عقده ای نمی باشند!!!!! و روح و روان آدم رو تروماتیزه نمی کنن. ماه دوم بخش غدد بودیم که کلهم اجمعین در کنار تخصص داخلی و فوق تخصص غدد، دوره کاملی از روش های نوین تروماتیزه ساختن روح و روان دانشجویان گذرانیده اند و کلی تروماتیزه مان فرمودند ولی ما نیز مقاومتی عظیم از خودمان نشان دادیم و جان سالم از مهلکه به در بردیم و یک گوش رو در کردیم و اون یکی گوش رو دروازه و فقط دعا نمودیم خداوند جنبه هر چیزی را قبل از بخشیدن آن به انسان ها ببخشد.(از توضیح اضافی در این زمینه نیز به همان دلایل امنیتی به شدت معذوریم) خلاصه این بخش هم تموم شد و الان رزیدنت ماه سوم هستیم و در بخش جنرال بیمارستان سینا در کسوت رزیدنتی بیمار ویزیت می کنیم. توی این بخش اتند خیلی کم میاد و عملا مریضا رو رزیدنت ویزیت می کنه. راستش ما که توی این چند روز روی ماه اتند محترم را ندیدیم و خودمون مریض ها رو ویزیت کردیم نمیدونم روزای بعد قراره بیان یا همین طوری قراره ادامه پیدا کنه. ولی بخش خوبیه. بخشیه که میتونیم کامل مریضامون رو ببینیم و همه کاراشون رو خودمون انجام بدیم فقط امیدوارم خدا کمکم کنه اشتباهی ازم سر نزنه و جون مریضا رو به خطر نندازم و ازش میخوام مثل همیشه هوامو داشته باشه.

از همه دوستای خوبی که اینجا رو میخونن ممنونم که همیشه کنارم بودین و هستین و برام نظرات خوبتون رو میذارین و شرمنده م که بیشتر اوقات نمیتونم جواباشون رو بنویسم ولی همیشه از دیدن نظراتتون خوشحال میشم. سعی میکنم زود به زود بنویسم و چشماتون رو به درد بیارم (در این زمینه سر به درد نمیاد خب!!!!!!)شیطان