فصل اول: آغاز
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۳  کلمات کلیدی:

این که عنوان این پست رو آغاز گذاشتم یه وقت خدای نکرده فکر نکنی هنوز جوجه دانشجوام! الان من سال ۴ پزشکیمتعجب ولی تابحال حسشو نداشتم که خاطراتمو بنوسیم. ولی از امروز شروع کردم.

از اسفند 87 اکسترنی ما شروع شد.

بخش اول من داخلی بود.3ماه داخلی که قبلا اکسترنی 2 بود به میمنت ورود ما یعنی ورودی های 84 به دنیای اکسترنی به اکسترنی 1 منتقل شد. البته اکثر اینترن ها و رزیدنت ها می گفتن خیلی بهتره ولی اصولا برای دانشجو جماعت هیچی آسون نیست. روز اول اسفند رو که باید می رفتیم بخش هیچ وقت یادم نمی ره؛ همون روز اولی برای هممون مرخصی رد شد اونم به خاطر امتحان سمیو عملی که داستانی شده بود واسه خودش. خلاصه از روز 3 اسفند به طور رسمی اکسترن شدیم و وارد بخش شدیم. صبحی رفتیم سر مورنینگ داخلی و گروه بندی شدیم و من و2 نفر از دوستای خوبم و یکی از پسرای کلاس افتادیم بخش غدد. کلا 22 تا تخت بود که نفری 5 تا برداشتیم و با راهنمای اینترنای خوبی که داشتیم شروع کردیم به on note گذاشتن. اگه اشتباه نکنم روز اول دکتر علی عسگرزاده اومد برای ویزیت. روز جالبی بود چون من همون روز اول کشیک موندم تا 8 شب.کشیک هایی که اغلب فقط خستگی به همراه داشت. در کل بخش غدد اصلا جالب نبود چون اصلا آموزش نداشت. روز آخر بخش بغض گلومو گرفته بود چون چیز زیادی یاد نگرفته بودم و نگران بودم که همه بخشا این طوری باشه. باز خوبه که اینترن های خیلی گلی داشتیم که خیلی چیزا راجع به بخش ها و وظایفمون یادمون دادن. هر چند که ما تو بخش وظیفه ای جز گرفتن علایم حیاتی مریض ها و آوردن پرونده و قیچی و... نداشتیم.

15 روز آخر اسفند رو روماتو بودیم. با اتند محترم خانم دکتر کلاهی. خدایی خیلی ماه بودند. کلی مطلب یادمون دادند بدون اینکه ذره ای به فکر ضایع کردن باشند. اینترن هامون هم که همون ها بودند و به همین خاطر روماتو برای من که تو فیزیوپات چندان ازش خوشم نمیومد جالب شد.

بعد از عید اوضاع بهتر شد چون اکسترن های 2 هم که هنوز با روال قبلی بودند، به گروه ما اضافه شدن و تعداد تخت هامون کمتر شد. اول بخش نفرو بودیم. با اتند محترم دکتر اعتمادی. هر کی ما رو می دید که از ساعت 10 صبح تا 2 ظهر سر ویزیت بودیم و ساعت 2 به خاطر داشتن کلاس به زور از بخش می رفتیم، به حالمون تأسف می خوردن ولی من یکی که از آموزش ایشون و نظم و انضباطشون اونقدر خوشم اومد که تصمیم گرفتم پایان نامه ام رو هم با ایشون کار کنم.

الان هم بخش خون هستم. بخشی که تقریبا به عنوان اینترن کار می کنیم. بخش جالبیه. به خصوص با مریضایی که همه یه خلاصه پرونده از بستری قبلیشون دارن که کار ما رو راحت تر می کنه.