بازگشت به ششگلان
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٧  کلمات کلیدی:

سلام به همگی. همین اولش بگم که ما دوباره در یک قالب جدید (اکسترن ENT) به بیمارستان کودکان برگشتیم. دلم براش تنگ شده بود. چه روزای خوبی رو اونجا گذروندم.

طی چند روز گذشته شدیدا درگیر امتحانات مختلف بودم. اولیش امتحان پزشکی قانونی بود. خیلی آسون بود. یعنی در مقایسه با امتحانا و درسای دیگه خیلی مزخرف و آسون جلوه میکنه ولی چه کنم که از آسونی امتحانم رو خراب کردم. البته نه اینکه خیلی گند زده باشم ها ولی تو امتحانی که همه نمره خیلی بالا میگیرن من نمره ام زیاد جالب نخواهد بود. همینه دیگه امتحان کودکان به اون عظیمی رو عالی دادم و این امتحان فسقلی رو اینجوری خراب کردم. کلا انگار باید یه جوری ثابت کنم که کمی تا قسمتی خاصم (دیوونه امابله) راستی نمرات کودکان خیلی حال داد. کلی معدلم رو کشید بالا. انصافا خوب نمره داده بودن.

فردای امتحان پزشکی قانونی قرار بود امتحان ENT رو تو بیمارستان امام رضا بدیم و از چهارشنبه بریم کودکان ولی بنابه اصرار های ما امتحان رو انداختن چهارشنبه و قرار شد چهارشنبه 7 صبح امتحانمونو بدیم و بریم کودکان. خلاصه دیروز امتحانمون رو دادیم و رفتیم کودکان. خیلی خوشحالم که دوباره برگشتیم اینجا. یه هفته ای قراره اینجا باشیم. آخر همین هفته یعنی 14 ام هم دوباره امتحان ENT کودکان داریم. بعدش قراره امتحان اپیدمیولوژی بدیم. بعدش هم امتحان بخش بعدی. وای از دست امتحانا. چقدر باید امتحان بدیم. من یکی که از وقتی یادم میاد امتحان دادم. (به این میگن یه زندگی سرشار از هیجان و خاطره)

تا آخرین تعطیلات زندگیمون فقط یه بخش دیگه مونده. الان فکر کنم تابلو شده که من دارم ذوق مرگ میشم از شدت خوشحالی. خب حق دارم. این آخرین تعطیلاتیه که قراره داشته باشم. باید ازش نهایت استفاده رو در جهت گشت و گذار، تفریح، استراحت، بخور و بخواب و احیانا آتیش سوزوندن و از دیوار راست بالا رفتن بکنم. در غیر این صورت بعدا از اینکه این دوره رو به بطالت گذروندم پشیمون میشم و اون موقع دیگه پشیمونی هیچ فایده ای نداره چون دیگه تعطیلاتی در کار نیست. پس پیش به سوی برنامه ریزی فشرده جهت یک تعطیلات 15 روزه.