هتل چشم!!!!
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٤  کلمات کلیدی:

تعطیلات ما هم تموم شد و ۴ ماه آخر اکسترنی رو شروع کردیم. مهر ماه رو بخش چشم هستیم. بخشی که به هر کی می گی یه هتل می ذاره اولش ولی ما نمی گوییم چون می ترسیم یه وقت چشممان شور باشد و اینجا تبدیل به زندان شود به جای هتل. البته شواهد بیانگر هتل بودن بخش در مقایسه با بخش های دیگه هست. مورنینگ نداره و ساعت ۵/٨ صبح میریم و می شینیم سر کلاس تا حدودای ۵/٩ و تا ١٠ توی حیاط پشتی بیمارستان نیکوکاری با بچه ها می گردیم و ساعت ١٠ می ریم درمانگاه. اونم نهایتا تا ١٢ طول می کشه و بعدش می ذاریم میریم خونه. (تعریف کاملی از یه بخش هتل)نیشخند

نمی دونم پا قدم ماست یا این دانشگاه ما تصمیم گرفته دستی به سر و گوش همه بیمارستان ها بکشه. به هر حال ما هر بیمارستانی میریم یه سری ساخت و ساز رو اونجا شروع می کنن. رازی که بودیم دم در ساختمونی که پاویون و کلاس و بخش آموزش اونجا بود رو کنده بودن و مجبور بودیم از در پشتی ساختمون بریم طبقه بالا و از این طرف سالن بیایم پایین تا بریم تو پاویون. یه چند روزی هم به علت تعمیر لوله های آب پاویون تبدیل شده بود به استخر. اینجا هم دست کمی از از اونجا نداره با این تفاوت که اینجا دیوار رو کلا برداشتن و حیاط بیمارستان و پیاده روی خیابون یکی شده.

بخش جالبیه.  اساتید و رزیدنت های خوبی هم داره. آموزشش هم خوبه. خلاصه همه چیز خوب و آرومه. حسابی هم افتادم رو خط درس خوندن. امیدوارم بتونم همین جوری ادامه بدم.

تو این ١۵ روز تعطیلی کلی اتفاق افتاده. مهم ترینش اینه که فرناز جونم، دوست خوب و با حالم، داره عروس میشه و جمعه مراسم نامزدیشه. فرناز جونم کلی مبارکههههههههههه.تشویق

فقط ۴ ماه از اکسترنی مونده. دستی دستی اکسترنی هم داره تموم میشه. امتحان پره انترنی هم داره نزدیک میشه و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم. خدایا عاقبت ما را با این امتحانات و کلاس ها و کشیک ها و بخش ها و درس ها و کتاب ها و جزوه ها و خیل عظیمی از بدبختی های دیگر اوهبه خیر بفرما. همگی بگین آمییییییین.