سوغاتی بخش چشم
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱  کلمات کلیدی:

بخش چشم هم تموم شد و بیمارستان نیکوکاری و بخش چشم به خاطره ها پیوست و از آنجایی که در دوره اینترنی بخش چشم نداریم امروز وداع مبسوطی با بیمارستان انجام دادیم. الحق و الانصاف که بخش هتلی بود و صد البته مفید و جالب. فکر می کنم اون چیزایی رو که به عنوان پزشک عمومی باید در مورد چشم می دونستم از این بخش یاد گرفتم و از این بخش خوب استفاده کردم. البته سوغاتی مهمی از این بخش به یادگار با خودم آوردم که قراره مدت ها با من بمونه و اصلا اجازه نمی ده این بخش رو از یاد ببرم.

قضیه از این قراره که از چند وقت قبل اغلب دچار سردرد می شدم و در کلاس تا حدی برای دیدن مطالب اسلاید ها تلاش می کردم ولی چندان اذیت نمی شدم. تا اینکه در این بخش دیدم رو امتحان کردم و با کمال تعجب دیدم که دچار مشکل نزدیک بینی و آستیگماتیسم هستم. البته خوشبختانه میزانش کمه و چون فقط چشم راستم مشکل داره تا بحال چندان متوجه نشده بودم. خلاصه نتیجه رو بردم پیش یکی از اساتید تا تأییدی بگیرم به اینکه شماره اش کمه و نیازی به عینک نیست و هر ترفندی که بلد بودم به کار بردم ولی هیچ فایده ای نداشت و استاد محترم و رزیدنت محترم تر از ما زرنگ تر بودند و لطف فرموده برای چشمانمان ویترینی تجویز فرمودند تا از این پس از پشت آن به دنیا بنگریم و این عینک شد یادگاری من از بخش چشم تا همیشه یادم باشه در این بخش به من چی گذشت.

بخش چشم شامل یه کلاس و درمانگاه های مختلف عمومی و تخصصی بود. توی کلاس مطالب تئوری تدریس می شد و آن چنان برنامه ریزی جالبی داشت که در جلسات اول مباحث تخصصی و درست در آخرین جلسه آناتومی و فیزیولوژی چشم تدریس شد. از کلاس ها که بگذریم درمانگاه های جالبی داشت. توی درمانگاه عمومی مریض های مختلفی میومدن و با اغلب مواردی که تدریس می شد اونجا آشنا شدیم و توی درمانگاه رتین هم کلی ته چشم دیدم. همه اساتید معتقد بودن مهم ترین چیزی که از این بخش لازمه یاد بگیریم همین دیدن ته چشم و برخورد با اورژانس های چشم مثل گلوکوم و جسم خارجی چشمه که شکر خدا تقریبا همشو یاد گرفتم.

در این بخش گویا اکسترن موجود نایابی ست چون اغلب هیچ کدوم از اساتید یا رزیدنت ها عادت نداشتن اکسترنی در درمانگاه یا اتاق عمل یا هیچ جای دیگری از بیمارستان غیر از کلاس اون هم به صورت گهگاه ببینن چون هر جا می رفتیم و می گفتیم که اکسترنیم کلی ذوق مرگ میشدن. به طوری که امروز بعد از امتحان استاد محترم فرمودند که همه اساتید از گروه ما راضی بودن و گروه فعالی داشتیم. البته احتمالا میزان دودره بازی های گروه های قبل فوق العاده بالا بوده است چون گروه ما نیز به نوبه خود تا حدی دودره بازی در آورد ولی به دلایل امنیتی از توضیح جزء به جزء اونا معذورم.

خلاصه این بخش هم تموم شد و از امروز اینجانب اکسترن ٣ ماه مونده به آخر بخش بهداشت هستم. بخش فوق العاده جالبی !!!!!!!که در مراکز بهداشتی شهری و روستایی سپری خواهد شد و اونم در این هوای فوق العاده زیبای پاییز. فردا قراره بریم اردو (همون بازدید از مراکز روستایی) فکر کنم در کنار دوستام خوش بگذره. یعنی امیدوارم.