شیفت درد
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢  کلمات کلیدی:

در این روزهای پاییزی و در این هوای بسیار زیبای منطقه ایل یوردی و مولان سخت مشغول ویزیت و درمان بیماران و خودبیمارپنداران (عجب ترکیب باحالی ساختم)می باشیم و سرمان بسی شلوغ می باشد و همچنین مشغول اداره تمامی امورات زندگی خود اعم از پخت غذا و خوردن آن، شستن ظرف ها، تمیز کردن پانسیون، شستن لباس ها و کلی کار دیگر هستیم که تابحال مادر گرامیمان زحمتشان را می کشید و ما اصلا روحمان هم خبر نداشت. اما با اعتماد به نفس تمام می گوییم که تا حالا خوب از پس کارها بر آمده ایم و مدیونید اگه فکر کنید که نهار و شام غذاهای الکی می خوریم. کدبانویی شده ایم برای خودمان (آخر خود تحویل گیری)

و اما اگر از احوالات منطقه ما خواسته باشید طبیعت بسیار زیبا و خوبی دارد با مردمانی بسیار ساده و نجیب. امااااااا. مهم ترین مسئله موجود شکایت های عجیب و غریب بعضی از خودبیمارپنداران محترم است که نمیخوام بگم تا حالا نشنیده بودم ولی دیگه نه تا این حد. به عنوان مثال افراد زیادی اعم از مرد و زن مراجعه می کنند و از دردی شکایت دارند که از پاشنه پاشون به زانوی اون یکی پاشون میزنه بعد میره به کمرشون و بعد کبد هاشون رو "دورام دورام" ( به معنای قاچ قاچ در زبان ترکی) میکنه بعد میزنه به سرشون درست پشت چشم طرف مقابل پاشنه پاشون که اول درد شروع میشه. باید یه تحقیق جامعی بکنم ببینم این نوع شیفت درد از معیارهای کدوم بیماریه و چقدر امتیاز داره؟ ناگفته نماند این قبیل شکایات مخصوص اهالی محترم یکی از روستاهای تحت پوشش ماست که بیشترین جمعیت رو داره و هر بار که قراره بریم دهگردشی و اسم اون روستا میاد کل اعضای تیم سلامت عزای عمومی میگیرن که امروز فهمیدم چرا چون امروز در این روستا از کت و کول افتادم و فکر کنم تا آخر هفته نیاز به مرخصی استعلاجی جهت بهبود روانی و فک تحتانی دارم .