اهلی شدیم!!!!!

آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییش

علت عبارت بالایی همون علتیه که یه مدت بود باعث شده بود ننویسم و الان باعث شده بنویسم. طی این مدت نسبتا طولانی و حتی مدتی قبل تر از اون درگیر پروسه مهمی بودم که چون هنوز کامل اتفاق نیفتاده بود نمیخواستم چیزی در موردش بنویسم و چون مهم ترین اتفاق زندگیم بود، نمیتونستم بدون ذکر اون، نوشته دیگه ای هم بنویسم. یعنی از هر جایی میخواستم شروع کنم باز به همین جا ختم میشد. به کسی که زندگیمو برام زیباتر کرده و تمام آرزو و انتظاری که از یه فرد در این نقش توی زندگیم داشتم برام برآورده کرده. طی این مدت یه نفر دیگه به زندگیم اضافه شده به نام همسرجان.

شروعمون با هم عادی نبود. یه آشنایی فراتر از انتظارات معمول زندگی، باعث علاقه و محبتی عمیق شد که نتیجه اون یک پیمان الهی و قول و قراری شد که پایه هاش در مشهد و در حرم امام رضا (ع) ایجاد شد و در 15 بهمن ماه رسمی و ابدی شد.

زندگیم یا بهتر بگم زندگیمون وارد یه دوره جدید شده که با هم و در کنار هم روز به روز برای بهتر شدنش تلاش خواهیم کرد و تمام سعیمون رو به کار میبریم تا زندگیمون همیشه اونی باشه که همه جا، هم توی این دنیا و جلوی خلق خدا و هم در اون دنیا و در پیشگاه خدا از روزایی که گذروندیم و کارایی که انجام دادیم شرمنده نباشیم و همیشه افتخارکنیم که فقط و فقط در راه رضای خدا قدم برداشتیم.

خدایا؛ کمکمون کن هیچ وقت از راه راست منحرف نشیم، همیشه زندگیمون و عشقمون رو مقدس و پاک نگه داریم و همیشه پایبند قول وقراری باشیم که نه به همدیگه که به خودت دادیم تا همیشه و همه جا کنار هم و برای هم باشیم.

/ 17 نظر / 259 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرگل

سلام.ممنون از وب خوبتون.میشه بگین چطوری تونستین پزشکی قبول شین!?یعنی رمز موفقیتتون چی بوده?مرسی.

شیرین

تبریک می گم خانوم دکتر ایشاالله که در تمام مراحل زندگی موفق باشید

ترمک...

سلام امیدوارم خوشبخت بشین[گل]

الهه

سلام خانم دکتر[لبخند] تازه با وبلاگتون آشنا شدم...اول یه تبریک واسه ازدواجتون و یه آمین واسه چیزایی که خودتون گفتین... مطالبتونو که خوندم خیلی برام جالب بود که شخصیتتون انقد شبیه منه [لبخند] درواقع شخصیت من شبیه شماست[خجالت] با این تفاوت که من امسال کنکور دارم و هنوز حتی دانشجوی پزشکی هم نشدم[نیشخند] خلاصه خیلی وبلاگ باحالی دارین ...ایشالا یه پزشک خوب بشین[چشمک] در پناه خدا

فوزول خان

میشه بدونم همسرجونتون چیکاره ان؟؟؟

شيما

خانوم دكتر عزيز من ورودي ٨٨ تبريز هستم خيلي اتفاقي با وبلاگتون اشنا شدم اميدوارم خوشبخت باشين

niloofar

امیدوارم خوشبخت ترین شاد ترین باشی.کلی مبارکتون باشه[ماچ] وبلاگت بهم حسای خیلی خوبی داد. واقعا زیبا نوشته بودی.حس سخت کوشی و تلاشتو تحسین میکنم و به این همه توکل و درایتت حسودیم میشه(از نوع مثبتش البته)[چشمک][چشمک][چشمک][چشمک]ممنونم .خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم

سمیرا

خیلی خوشحال شدم - تبریک میگم- انشال... خوشبخت بشین

یاسمین

سلام خانوم دکتر.بهتون تبریک میگم.من امسال کنکور تجربی دادم رتبم تومنطقه سه600 شده.خیلی دوس دارم برم پزشکی بخونم واز خاطرات شمام لذت بردم ولی چونکه میخوام2-3 ماه دیگه ازدواج کنم میترسم که نتونم دانشجو و در نتیجه پزشک موفقی بشم. ولی شما تقریبا نیمه ی بیشتر راهو اومدین حالا ازدواج کردین. بنظرتون کسیکه ازدواج کرده باشه اما تلاششو کنه میتونه بره پزشکی.خواهش میکنم جوابموبدین چند روز دیگه انتخاب رشته دارم.

یاسمین

سلام خانوم دکتر. من همونی ام که ازتون برای انتخاب رشته راهنمایی خواسته بودم،من وارد رشته ی پزشکی شدم والانم دیگه امتحانامون شروع شده.. خیلی دوسش دارم،پزشک بودنومیگم.حس اینکه میتونی درسختترین شرایط به آدماکمک کنی حس خوبیه... پس فردام امتحان آناتومی دارم،با اینکه خوندمش ولی انگارهمه چیو فراموش کردم[ناراحت] ی مشکل بزرگی دارم که نمیتونم همه ی کتاباروکامل بخونم،آخربه جزوه رومیارم.. این طبیعیه ک تموم نشن؟؟؟؟ [تعجب] ببخشید خیلی حرف زدموسرتونو دردآوردم. بااجازه[خداحافظ]