جی پی سابق، رزیدنت داخلی فعلی ولی همچنان یک دانشجوی پزشکی

بعد از مدت ها دوری و غیبت دوباره اومدم. چرا و چگونه ش بمونه برای بعد که مفصل برای همه تعریف می کنم ولی مهم اینه که اومدم. راستش این دوره نه برام سخت بود، نه کم حوصله بودم و نه میخوام کلاس بزارم که وقت نداشتم و از وقتی رزیدنت شدم خیلی سرم شلوغ شده و از این حرفا. اتفاقا این 2 ماه دوران خیلی خوبی داشتم. اتفاقات خیلی خوبی برام افتاد و زندگیم برام خوشایند تر از همیشه ست. ننوشتنم یه دلیل خیلی ساده داشت و اونم این بود که حس نوشتن نداشتم. ذهنم برای نوشتن چیزی نداشت. حالا الانم که می نویسم فکر نکنین خیلی حرف خاصی برای گفتن داشتم یا ذهنم کار میکنه هااااا. نه. فقط اومدم ابراز وجودی بکنم و بگم که هنوز هستم و به امید خدا خواهم نوشت و این وبلاگ رو تعطیل نکردم و هم اندر احوالات رزیدنتی و داخلی و ... یه حرفایی بزنم و هم ..... . حالا اون "هم" آخری رو بعدا میگم.نیشخند

احوالات این روز های من چیزیست که همیشه دوست داشتم. پاییز باشه و من به آرزو و عشق همیشگیم یعنی رشته داخلی رسیده باشم و حالم خوب نباشه؟؟!!!!!!! خدا رو همیشه شکر میکنم برای این روزهام و حتی برای روزهای قبل و قبل ترش و حتی برای روزهای چند ماه قبل و حتی قبل تر از اون و برای تمام روزهای زندگیم. زندگیم رو که مرور میکنم حکمت تمام لحظاتش رو درک میکنم حتی لحظاتی که شاید از شدت ناراحتی و غصه آرزوی مرگ میکردم. حالا میفهمم اگه اون لحظات برام تبدیل میشدن به یه خاطره شیرین و اتفاقات اون دوران بر طبق خواسته من پیش می رفت شاید هیچ وقت به اون چیزی که الان دارم نمیرسیدم و این حس رضایتی رو که الان دارم رو نداشتم. به هر حال حسی رو که الان دارم با هیچی توی دنیا عوض نمیکنم. یه حس رضایت و خوشی عمیق که حتی نمیتونم توصیفش کنم و فقط می تونم بگم خدایا ممنون که همیشه مراقبم هستی و همیشه چیزی رو برام پیش میاری که شاید بعدها میفهمم بهترین اتفاق توی اون دوره برام بوده.

واما اگه بخوام از دوره رزیدنتی و رشته زیبای داخلی بگم باید بگم شدیدا در حال کشیک دادن می باشیم ولی همون طور که قبلا هم گفتم کلی لذت می بریم از 12 کشیک در ماه یکی از یکی گل تر و بخش هایی مملو از بیمار و اساتیدی بسیار مهربان!!! و مهم تر از اون، استادنماهایی صد برابر مهربان تر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (از توضیح اضافی در این زمینه به دلایل امنیتی و جهت حفظ جان و موقعیت خود معذوریم). شهریور ماه بخش کلیه بودم. رشته ای که از میان رشته های دیگه داخلی بهش بیشتر علاقه دارم. بخش خیلی خوبی بود به خصوص اینکه گروه نفرولوژی دانشگاه تبریز اساتید خیلی خوب و با سوادی داره که هم آموزش خیلی خوبی به دانشجو ارائه میدن و هم رفتار مناسبی باهاشون دارن و به بیان ساده تر عقده ای نمی باشند!!!!! و روح و روان آدم رو تروماتیزه نمی کنن. ماه دوم بخش غدد بودیم که کلهم اجمعین در کنار تخصص داخلی و فوق تخصص غدد، دوره کاملی از روش های نوین تروماتیزه ساختن روح و روان دانشجویان گذرانیده اند و کلی تروماتیزه مان فرمودند ولی ما نیز مقاومتی عظیم از خودمان نشان دادیم و جان سالم از مهلکه به در بردیم و یک گوش رو در کردیم و اون یکی گوش رو دروازه و فقط دعا نمودیم خداوند جنبه هر چیزی را قبل از بخشیدن آن به انسان ها ببخشد.(از توضیح اضافی در این زمینه نیز به همان دلایل امنیتی به شدت معذوریم) خلاصه این بخش هم تموم شد و الان رزیدنت ماه سوم هستیم و در بخش جنرال بیمارستان سینا در کسوت رزیدنتی بیمار ویزیت می کنیم. توی این بخش اتند خیلی کم میاد و عملا مریضا رو رزیدنت ویزیت می کنه. راستش ما که توی این چند روز روی ماه اتند محترم را ندیدیم و خودمون مریض ها رو ویزیت کردیم نمیدونم روزای بعد قراره بیان یا همین طوری قراره ادامه پیدا کنه. ولی بخش خوبیه. بخشیه که میتونیم کامل مریضامون رو ببینیم و همه کاراشون رو خودمون انجام بدیم فقط امیدوارم خدا کمکم کنه اشتباهی ازم سر نزنه و جون مریضا رو به خطر نندازم و ازش میخوام مثل همیشه هوامو داشته باشه.

از همه دوستای خوبی که اینجا رو میخونن ممنونم که همیشه کنارم بودین و هستین و برام نظرات خوبتون رو میذارین و شرمنده م که بیشتر اوقات نمیتونم جواباشون رو بنویسم ولی همیشه از دیدن نظراتتون خوشحال میشم. سعی میکنم زود به زود بنویسم و چشماتون رو به درد بیارم (در این زمینه سر به درد نمیاد خب!!!!!!)شیطان

/ 23 نظر / 470 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمدرضا

سلام خانم دکتر من 23 سالمه بسیار علاقه دارم بازم کنکور بدم اینبار رشته پزشکی شروع کنم به درس خوندن. می خوام باتون در ارتباط باشم هر چند کم و با فاصله های زمانی که شما فرصت داشته باشید. ایمان دارم که یه روزی شروع می کنم توی یکی از دانشگاه های معتبر داخل کشور پزشکی رو. از مشکلات رشته بگید... این که یه دانشجوی پزشکی چه جور روحیه ای باید داشته باشه.. و اینکه کسی که همچین هدفی داره باید چه اطلاعاتی داشته باشه. از کجا می تونم اطلاعات کسب کنم.شاید اصلا برای این هدف ساخته نشده باشم. مرسی و بسیار ممنون که از تجربه ها تون منو بهره مند می کنید.

س.غلامی

سلام خانم دکتر! وبلاگ خیلی زیبایی دارید. منم دانشجوی پزشکی هستم ولی خیلی مونده به پای شما برسم وتازه ترم سه رو دارم تموم میکیم به امید خدا . اگه سرتون خلوت سد خوشحال میشم به وبلاگ منم سری بزنید. با افتخار لینک شدید.

sara

jaleb bod

شیرین

من هروقت وقت می کنم میام وبلاگ قشنگتونو می خونم. دلم لک میزنه واسه بزشکی اصلا از سرم در نمیاد روزی نیست که به بزشکی فکر نکنم دنیای من بابزشکی زنده هست ولی دانشجوی مامایی هستم وا قعا خوش به حالتون همیشه ارزو می کردم جای یکی از دانشجو های بزشکی باشم

شیرین

من دانشجوی مامایی هستم بزشکی همه دنیای منه روزی نشده که به خاطرش بی قرار نباشم و بهش فکر نکنم واقعا خوش به حالتون انشالله منم از ارشد قبول بشم حداقل دیگه بیش از این ارزو به دل نمونم

فرزاد

سلام همچو بوووووووووووووووو چطورن البته من دانشجوی پزشکی نیستم من دانشجوی رشته مورد علاقم زبان انگلیسی هستم که انشا الله در یه ترم دیگه ارشد تموم کرده و دکتری میخونم و در دانشگاه پزشکی مشهد به پزشکا درس زبان تخصصی میدم......فقط امیدوارم از درس من قبول شن خخخخخ امیدوارم همیشه موفق باشین

یه آدم زیر سقف خدا

سلام موفقیت آدما توزندگی با تلاش شبانه روزی شون یه حس قشنگ تو دل آدم ایجاد میکنه! خیلی خوشحالم از اینکه موفق شدید. شما که وبلاگ می نویسید میشه یه بخش بذارید که توش یه ذره بگید از اینکه روحیات سازگار با پزشکی چیه؟؟ چه قدر علاقه توش مهمه؟؟ با خون و قلب و نبض رابطه ی خوبی داشتید؟؟؟ آخه من به طورکلی خیلی به زیست علاقه مندنم اما عملیشو نه!! درسم خوبه اما واقعا نمیدونم میتنونم به پزشکی فکر کنم یانه؟؟

gandom

سلام خسته نباشید من عاشق پزشکیم ارزومه دوم تجربیم برام دعا کنین قبول شم خودم ناامیدم پزشکارم خییییییییییییییییییییییلی دوس دارم

نازنین

سلام شما ک وبتونو آپ نمیکنید ولی من دارم پست های قدیمیتونو میخونم آخه تازه آدرستونو یابیدم ک البته کاری بس ناجوانمردآنه سخت بود[نیشخند] خوشبحالتون منکه هنوز تو سختی آناتومی موندم موفق باشین

تطابق

با سلام در حداقل زمان و حداقل هزینه تفاوت رفرنس های جدید با قدیمی را در رشته تخصصی شما ارائه می دهیم. حتما تماس بگیرید:09145960390