سیبل (سیبل هاااا نه سیبیل)

باز بعد از یه دوره غیبت حسابی طولانی گذرم افتاد این ورا. هر چند وقت یه بار که سر میزنم و نظرات وبلاگ رو میخونم به معرفت و دوستی خیلیا آفرین میگم که علی رغم اینکه هیچ چیز جدیدی ننوشتم بازم لطف می کنن و سر میزنن و نظر هم میزارن برام. همسر جانمون هم که همش بهم گوشزد میکنه که خیلی وقته ننوشتم ولی خب منم بلدم چطوری همشو بندازم گردن خودش. از وقتی همسر جان اومده، یکی هست که به حرفام، چرت و پرتام، خیالبافی هام و دل مشغولی هام گوش بده. واسه همینه که ترجیح میدم به جای نوشتن حرف بزنم ولی خب اینم قبول دارم که نوشتن یه مزه دیگه داره. اونم نوشتن اینجا که برام همیشه یه جای امن و آرامش بخش بوده.

حالا با این اوصاف اگه فکر کردین از وقتی ارتقا یافتیم و سال 2 شدیم کلاس گذاشتم و مثلا وقتشو ندارم،،،،،، کاملا درست فکر کردین. از وقتی مثلا سال 2 شدیم رسما بیچاره شدیم. کاشکی همون سال 1 میموندیم و به این فلاکت نمیفتادیم. ما که وارد دوره رزیدنتی شدیم همون روز اول رزیدنت های سال بالا یه جوری محترمانه !!!!! و به صورت کاملا سربسته!!!!! بهمون تفهیم کردن که کلا هر گندی در بخش ها پیش بیاد و هر اتفاقی بیفته رزیدنت سال 1 مسئوله، حتی اگه خلافش ثابت بشه و کلا هیچ رقمه نباید پای رزیدنت های سال بالا رو به قضایا بکشونیم و این یه سال رو تحمل کنیم و هر حرف و سرزنشی رو از هر بنی بشری بشنویم و بیخیال بشیم و بهمون کورسوی امیدی نشون دادن و گفتن سال 1 که تموم شد همش تموم میشه و کلا بهشت میشه و حتی بهمون گفتن که اونقدر همه چی رویایی میشه که، زبونم لال، اساتید و حتی خود شخص شخیص مدیر گروه ازمون با میوه های بهشتی پذیرایی میکنن (اینجاشو دیگه جهت اغراق از خودم درآوردم هاااا و الا کی باورش میشه که ....... ) خلاصه با هر بدبختی و فلاکتی بود به امید سال های بالاتر سال 1 رو پشت سر گذاشتیم و چه خفت ها که نکشیدیم و چه حرفایی که نشنیدیم و خلاصه به روزی رسیدیم که قرار بود سال 2 بشیم. از بخت بد ما این روز تاریخی 15 روز به تعویق افتاد اونم به لطف دیر اعلام شدن نتایج. بعد از اومدن رزیدنت های محترم سال 1 هم کلا ورق برگشت و گفتن اینا هنوز تازه اومدن و مراقبشون باشین و از گل نازک تر بهشون نگین. بعد گفتن حالا چکار کنیم و پس به کی گیر بدیم که دیدن خب این سال 2 ها که تازه سال یکشون تموم شده هستن دیگه چرا راه دور بریم همینارو که تا حالا حسابی چلوندیم بازم می چلونیم و این شد که سال 3 ها هم به بهانه تعداد کمشون کشیک ICU رو هم انداختن به ما و حالا تعداد کشیک هامون نه تنها کم نشده که زیاد هم شده و طی کشیک هم به جای یه بخش چند تا بخش رو پوشش میدیم و تا همین چند روز پیش هم ما مورنینگ میدادیم و الان هم که رزیدنت سال 1 مریض معرفی میکنه بازم همه سوالا رو از ما میپرسن و کلا سمت تیربارشون همچنان به طرف ماست. فکر کنم باید به همسر جان و برادر جان و برادر همسرجان بگم سه تایی عقلای مهندسیشون رو بزارن رو هم و یه دستگاه بسازن که بتونه رادار اینا رو کور کنه، شاید فرجی شد و اینا نتونستن ما رو ردیابی کنن و واسه تیربارشون یه هدف دیگه پیدا کردن و دست از سر ما برداشتن.

آخیییییییییییییییییش. کلی حال فرمودیم آخر شبی یه عالمه غر زدیم. حالا میتونم برم با خیال راحت بخوابم.

/ 12 نظر / 179 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Hossein

سلام نمیدونم چرا اسم هر بیمارستانی که نوشتی‌ رفتی تو مشهد هم هست[سوال]

دانشجوی پزشکی

بمن سر بزن!!!ااگه با تبادل لینک موافق بودی بهم خبر بده!!! منو با اسم==> روزمرگی های یک دانشجوی پزشکی لینک کن البته اگه دوست داشتی!!![خجالت] اومدی بگو با چ اسمی لینکت کنم[لبخند][چشمک]

•✘•زهرا•✘•

بالاخره این دوران هم تموم میشه! ایشالله همسرجان و برادرجان و همسربرادر جان هم بتونن اختراع جدید بکنن[نیشخند][نیشخند] موفق باشی دوست عزیزم[گل][لبخند]

همسرجان

زندگی مثل یک استکان چای است به ندرت پیش می آید که، هم رنگش درست باشد، هم طعمش و هم داغیش اما هیچ لذتی با آن برابر نیست ...

مارطب

مرجع کتب پزشکی : http://www.marteb.com

یه دانشجوی ترم 1 پزشکی

سلام دانشجوی ترم 1 پزشکی ام ( تازه وارد)کل وبت رو خوندم و منم تبریزی ام و تبریز میخونم .و بهت افتخار میکنم واقعا تو رو واسه خودم الگوی خوبی میبینم.کلی تجربه به دست آوردم از خوندن وبت.ازت خیلی ممنونم امیدوارم همیشه عشق به پزشکی و توکل به خدا رو همراه داشته باشی.[گل]

یه دانشجوی ترم 1 پزشکی

سلام دانشجوی ترم 1 پزشکی ام ( تازه وارد)کل وبت رو خوندم و منم تبریزی ام و تبریز میخونم .و بهت افتخار میکنم واقعا تو رو واسه خودم الگوی خوبی میبینم.کلی تجربه به دست آوردم از خوندن وبت.ازت خیلی ممنونم امیدوارم همیشه عشق به پزشکی و توکل به خدا رو همراه داشته باشی.[گل]

بهاره

سلام خانم دکتر وبلاگتدن عالیه منم از این ماه اکسترن میشم برام دعا کنید چه توصیه ای دارید آیا به نظرتون از الان رفرنس های هر درس رو بخونم؟یا جزوه استاد رو؟می خوام استریت بشم و استعداد درخشان.به نظرم رفرنس خییلی گسترده هست و ادم نمی رسونه با کیفیت بخوندش

شقایق

سلام خانم دکتر خوش حال میشم که از وبلاگ من هم بازدید کنی ادرشو بالا نوشتم راستی وبلاگ خیلیییییییییی خوبی دارین امیدوارم همیشه موفق و مويد باشید و برامون از خاطره های زیباتون در عرصه پزشکی بنویسین یا علی

من

من یک دانشجوی پزشکی شیراز ترم 4 هستم ..خیلی با خوندن وبلاگتون انرژی گرفتم و انگیزم چندین برابر شد..موفق باشی[گل] لازم به ذکره که اینقد مطالبتون واسم چذابه که هر وقت خسته میشم چنتا از مطالبتون رو می خونم [گل]